
۞ زن فلجی را از کاشان به منظور شفا گرفتن از حضرت معصومه (علیهاالسلام) به حرم خانم آورده بودند. نیمههای شب بود كه خادمان با صدای فریاد زن به سویش آمدند، دیدن که زن روی پاهایش ایستاده و راه میرود و میگوید بیبی شفایم داد.
۞ دخترک بعد از این که فهمید باید چشمش عمل شود خیلی بیتابی میکرد، چون خیلی ترسیده بود. به پدرش گفت مرا به حرم حضرت معصومه ببرید شفایم را از خانم میگیرم. پدر او را به حرم برد. دخترک به طرف ضریح مقدس دوید با گریه و ناله، چشمانش را به ضریح میمالید و به خانم میگفت که از عمل میترسد، نکند چشمانم کور شود. و همین طور ناله میکرد و از خانم شفایش را درخواست میکرد. با اصرار پدر از حرم خارج شده و به صحن آمد ناگهان پدر نگاهش به چشم دخترک افتاد. وای خدای من از لکه سفید در چشم خبری نیست. بله دخترک شفا گرفته بود.
۞ عنایات حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) منحصر به جنبه مادی و اقتصادی و ظواهر زندگی نبوده و در این محدوده خلاصه نمیشود بلکه آنان که تشنه مقامات معنوی و طالب علماند و به دنبال حمل مشکلات علمی، گام برمیدارند؛ با استمداد از انفاس قدسیه ایشان و در پرتو توسل به ذیل عنایت آن مکرمه، حجابهای علمی را کنار زده و حاجاتشان روا شده است.
ملاصدرا یکی از آنان است که هرگاه دچار مشکل علمی میشد رهسپار حرم یار شده و از وجود مقدس خانم مدد جسته و با جواب باز میگشت.
۞ سیدی از شدت فقر و بالا رفتن بدهکاریش به مغازهدار محله دیگر روی این را نداشت به درون محل برود. روزی از شدت ناراحتی با خود گفت به حرم عمهام حضرت معصومه (علیهاالسلام) میروم و درد دلم را به ایشان میگویم که چه باید بکنم.
مرد میگوید: با عصانیت وارد صحن شدم ناگهان خانمی با پوشش کامل به سمت من آمد و پاکت نامهای به دستم داد و گفت آقا سید این مال شماست. من که عجله رفتن به سمت ضریح مطهر را داشتم به پاکت توجهای نکردم کمی جلوتر توجهام به پاکت جلب شد. در آن را گشودم دو هزار تومان پول در آن بود. دنبال زن گشتم نیافتمش. دریافتم که هدیهای از جانب حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) دریافت کرده و سخت از نحوه سخن گفتنم با خانم شرمسار شدم.
از اینگونه عنایات و کرامات از سوی حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) کم نیست و چه بسیارند کسانی که در هنگام غم و درد و اندوه به حرم مطهر خانم پناهنده شده و دست توسل را به بارگاه ملکوتی ایشان بلند کرده و طلب استشفاء و رفع درد و نیاز خود میکنند.
چه بسیارند افرادی که با دلی سرشار از امید و توکل به خداوند در حریمش عرض حاجت میکنند و امید اجابت دارند. چرا که حضرت را کریمه اهل بیت میخوانند.
و چه بسیارند کسانی که حاجت خود را از کریمه اهل بیت گرفتهاند و جایی نقل نکردهاند.منبع:
كرامات نقل شده برگرفته از كتاب حضرت معصومه (سلامالله علیها) چشمه جوشان کوثر، با تلخیص
در ميان خواتين باجلالت و بانوان بيت رسالت و امامت، دو بانوى آسمانىاند كه از جهات گوناگون شبيه به يكديگرند و وجه شباهت و قدر مشترك بين آن دو فراوان است. آن دو بزرگوار، يكى حضرت زينب كبرى، عقيلهبنىهاشم عليهاالسّلام است و ديگرى حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها.
و اما وجه تشابه و جهت مشابهت و مشاركت آن دو بانوى گرانقدر الهى و آسمانى:
1- هردو سرافرازند كه دختر امام معصوم و آسمانىاند. زينب كبرى دخت بلنداختر حضرت اميرالمؤمنين، على عليه السّلام و حضرت معصومه دخت والاگهر حضرت موسىبنجعفر صلواتاللَّهعليهاوعليهماجمعين.
2- هردو بزرگوار مفتخرند كه خواهر امام معصوماند. يكى خواهر دو حجّت خدا، حسن و حسين صلواتاللَّهعليهما و ديگرى خواهر حضرت علىبنموسىالرضا عليهالصّلاةوالسّلام است.
3- هر دو بانوى خاندان وحى، افتخار دارند كه عمه امام معصوم مىباشند؛ يكى عمه امام زينالعابدين عليهالسّلام و ديگرى عمه حضرت جوادالائمه عليهالسّلام.
4- هر دو مورد تقديس و تكريم امام معصوم قرار گرفته و حجّت بالغه الهى زبان به مدح و ثناو ستايش آن دو گوهر گرانبها گشوده است.
5- هر يك از اين دو بانوى بزرگ اسلام، مورد تعظيم و احترام سه امام مفترضالطاعة قرار گرفتهاند؛ حضرت زينب عليهاالسّلام از ناحيه پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان حضرت على عليهالسّلام و از سوى برادرشان حضرت سيدالشّهدا، امام حسين عليهالسّلام و از ناحيهبرادرزادهشان حضرت امام زينالعابدين عليهالسّلام مورد ستايش قرار گرفتند.
حضرت معصومه سلاماللَّهعليهانيز از ناحيه جدّ بزرگوارشان حضرت امام صادق عليهالسّلام و از جانب برادر گرانقدرشان حضرت رضا عليهالسّلام، و از سوى فرزند برادرشان حضرت جوادالائمه عليهالسّلام مورد مدح و ثناواقع شدهاند.
6- هركدام از اين دو بانوى باجلالت، شدّت علاقه نسبت به برادر عزيز و والامقام خود داشتند؛ حضرت زينب عليهاالسّلام نسبت به امام حسين عليهالسّلام و حضرت معصومه عليهاالسّلام نسبت به امام علىّبنموسىالرضا عليهالسّلام.
7- هر دو معظّمه به خاطر علاقه به برادرشان، خانه و زندگى خويشتن را رهاكرده، وطن را ترك گفتند و رنج سفر را بر خود هموار نمودند؛ حضرتزينب سلاماللَّهعليها از مدينه به عراق و بالاخره به شام رفتند و حضرت معصومه سلاماللَّهعليها از مدينه به ايران و بالاخره در سرمين قم رحل اقامت افكندند.
8- هردو بانوى بزرگوار، زادگاهشان مدينه، ولى مدفنشان نقطهاى دور از زادگاهشان است؛ حضرت زينب سلاماللَّهعليها در شام يا مصر، على المشهور، و حضرت معصومه سلاماللَّهعليها در ايران و شهر مقدّس قم.
9- مدفن و مضجع هر يك از اين دو بانوى بهشتى، زيارتگاه عاشقان و علاقمندان خاندان پيغمبر است و مرقد مطهّر و منوّر هر يك از آنان، دلدادگان بىشمار دارد و مردم مسلمان حتّى از شهرهاى دور براى زيارت آنها با تمام اشتياق سفر نموده، به تشرّف به اعتاب مقدّسه آنان فخر و مباهات مىكنند.
10- هر كدام از اين دو مكرّمه، دو محلّ زيارت دارند. حضرت زينب سلاماللَّهعليها در مصر و در شام و حضرت معصومه سلاماللَّهعليها در بيت النّور، محلّ اقامت و عبادتشان - مدرسه ستّيه - و ديگر مدفن مقدّس و حرم مطهّر آن بانوى با جلالت
بر اساس سخن مشهور: پس از اينكه فاطمه معصومه عليها السلام به شهر ساوه رسيد،(۱) بيمار شد. و چون در خود توان رفتن به خراسان را نديد، و يقين پيدا كرد كه ديگر هرگز برادرش امام رضا عليه السلام را نخواهد ديد، تصميم گرفت به قم ـ كه از پيش مي دانست در آنجا به لقاي حق خواهد شتافت. ـ برود.
يكي از نويسندگان درباره علت رفتن حضرت معصومه عليها السلام به شهرقم گويد:
«اين مجلّله در اوائل سال 201 هجري به مقصد «مرو» از مدينه طيّبه بيرون آمده، بين راه در ساوه ـ كه شهري معظّم و مردمش «شافعي مذهب» و بسيار هم متعصّب بودند. ـ به شدت مريضه و ناتوان گشته، بواسطه فقدان اصحاب وفاق و وجدان ارباب نفاق و به علت نبودن طبيب معالج و نداشتن پرستار دلسوز و مكان مناسبي براي آسايش خود، مجبور مي شود كه از راه مقصد، اندكي منحرف گشته، خود را به شهر قم كه از بلاد مستحدثه شيعيان و مراكز موالي و دوست داران آن خاندان، مي دانست ـ با آنكه در مسير او نبود.ـ برساند. و از قرائن، مستفاد مي شود كه فاطمه عليها السلام قبل از حركت خود از ساوه به طرف قم، رؤساي قم را از مقدم خويش به ساوه، خبردار كرده بود... معلوم مي شود موقعي كه بي بي بيمار مي شود، به جهاتي كه نگارش يافت، خود را از حركت به طرف قم ناچار مي ديده، از طرفي هم نمي خواسته است كه بدون سابقه دعوت بدان شهر كه از مسير او دور است، وارد شود. بنابراين، از ورود خود به ساوه «آل سعد» را آگهي مي دهد تا آنان به طلب وي از قم بيرون آيند.»(۲)
برخي درباره سبب روي آوردن حضرت معصومه عليها السلام به قم، گويند: بي ترديد مي توان گفت كه آن بانوي بزرگ، روحي مُلهِم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي كه بعدها براي اين سرزمين پيش مي آيد - محوريتي كه آرامگاه ايشان مركز آن خواهد بود.ـ بدين ديار، روي آورد... اين جريان به خوبي روشن مي كند كه آن بانوي الهي به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجّه داشته است و خود را با شتاب بدين سرزمين رسانده و محوريت و مركزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي كرده است.(۳)
۱- حسن بن محمد قمي: تاريخ قم، ص 213.
۲- جدي فروزان، ص 91 و 91.
۳- حكيمي: حضرت معصومه و شهرقم، ص 41 و 41.



دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست»
زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»
پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد:
«هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».


كراماتى به نقل از آيت الله العظمى اراكى( ره)حضرت آيت الله العظمى اراكى (ره) نقل مى کردند: دستم باد مى كرد و پوست آن ترك بر مى داشت، به طورى كه نمى تواستم وضو بگيرم و ناچار بودم براى نماز تيمم كنم ومعالجات هم بى اثر بود، تا به حضرت معصومه (س) متوسل شدم و به من الهام شد كه دستكش به دست كنم، همين كار را كردم، دستم خوب شد.
ايشان فرمودند: آقا حسن احتشام (فرزند مرحوم سيد جعفر احتشام كه هر دو ازمنبرى هاى قم بودند) نقل مى كردند از آشيخ ابراهيم صاحب الزمانى تبريزى (كه مرد با اخلاصى بود)كه من شبى در خواب ديدم به حرم مشرف شدم، خواستم وارد شوم، گفتند حرم قرق است براى اين كه فاطمه زهرا(س) و حضرت معصومه(س) در سر ضريح خلوت كرده اند و كسى را راه نمى دهند. من گفتم: مادرم سيده است، من محرم هستم، به من اجازه دادند، وارد, شدم ديدم كه اين دو نشسته اند و در بالاى ضريح با هم صحبت مى كنند. از جمله صحبت ها اين بود كه حضرت معصومه به حضرت زهرا(س) عرض كرد: حاج سيد جعفر احتشام براى من مدحى گفته است و ظاهراً آن مدح را براى حضرت مى خواند.
آشيخ ابراهيم اين خواب را در جلسه دوره اى اهل منبر كه حاج سيد جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل مى كند. حاج احتشام به شيخ ابراهيم مى گويد: ازآن شعرها چيزى يادت هست؟
گفت: بله در آخر آن شعر داشت (دختر موسى بن جعفر) تا اين را گفت، حاج احتشام شروع به گريه كرد واز آن پس بكاء بود و بسيار گريه مى كرد.
حاج سيد جعفر احتشام از وعاظ مخلصى بود كه موقع روضه خواندن خودش هم گريه مى كرد.
آقاى حسن احتشام فرزند ايشان مى گويد: به پدرم گفتيم شما در آخر شعرتان يك تخلصى داشته باشيد مانند ساير شعرا, قبول نكرد تا با اصرار اين شعر را گفت:
اى فاطمه به جان عزيز برادرت بر احتشام لطف نما قصر اخضرى ايشان گفت: قصر اخضر را لطف كردند. گفتم چطور؟ گفت: همان جا كه آقاى مرعشى (ره) سجاده مى انداختند، آن جا را گچ كارى كردند و سنگ مرمر سبز رنگ، و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالاسر است (اين بود قصر اخضرى كه به ايشان عطا شد.)
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام
پرسيد: به چه افطار مىكنى؟
پاسخ داد: به يك بوسه.
پرسشگر نگاهى پرمعنا به او افكند. علامه طباطبايى در امتداد پاسخش به پرسش و نگاه پرمعناى پرسشگر گفت: به يك بوسه، بوسه برضريح حضرت فاطمه معصومه.(س)
علامه نخستين و آخرين كسى نبود كه همه پاسخها را در شبكههاى كوچك ضريح حضرت معصومه(س) مىيافت و بوسه بر آن را رمز گشوده شدن دروازههاى دل بر رايحه دل نواز شرح صدر معنوى و علمى مىدانست؛ قبل از او هزاران فقيه و فيلسوف و عارف و متكلم - همان گونه كه ملا صدرا به سوى حرم حضرت معصومه(س) مىشتافت و با استمداد از روح آن حضرت به پاسخ پرسشهاى اعتقادى و فلسفىاش دست مىيافت - ضريح فاطمه معصومه(س) را «حل المسائل» مسائل خود مىديدند.
پرسشگرى از حضرت معصومه(س) از زمانى آغاز شد كه قافلهاى كوچك، پاسخهاى خود را از معصومه خردسال دريافت و شادمانه شهر مدينه را ترك كرد.
«معصوم(س) در مدينه نبود و معصومه خردسال در خانه امام موسى بن جعفر(ع) حضور داشت. مسافران از راه رسيده در منزل بابالحوائج ايستاده بودند و حاجت خود را مىطلبيدند. اين بار حاجات ياران، شيعيان و اصحاب امام معصوم(س) پاسخ به پرسشهاى دينى بود، حاجتى فراتر از دَرِدُ و دَرِهم. در غيبت امام معصوم(ع)، پرسشها را به خامه كشيدند و به اندرون خانه امام موسى بن جعفر(ع) سپردند؛ بدان اميد كه در سفر بعدى به مدينه پاسخها را از منزل حضرت(ع) بازستانند. قصد خروج از خانه باب الحوائج و مدينه را داشتند كه پاسخ پرسشهاشان كه توسط معصومه(س) خردسال به رشته تحرير در آمده بود، به مسافران مدينه هبه شد. قافله شادمان از پاسخها مدينه را ترك كرد؛ در مسير بازگشت به سوى موطن خود به قافله موسى بن جعفر(ع) برخورد و ماجراى پرسش و پاسخهاى معصومه(س) را به امام معصوم (س) بازگفت.
حضرت پاسخها را طلبيد ، پس از مطالعه بر صحت آنان مُهر تأييد زد و سه بار سخنى را بر زبان جارى كرد كه رسول خدا(ص) در خصوص فاطمه زهرا(س) جارى ساخته بود: «فداها ابوها؛ پدرش به فدايش.» 1
از آن روز تاكنون، صدها پرسشگر، فقيه و فيلسوف و عارف و متكلم و... درهر سال و هر روز با بوسه بر ضريح فاطمه معصومه (س) و بر زبان جارى ساختن «رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى يفقهوا قولى» از چشمه پاسخهاى فاطمه معصومه سيراب مىشوند. هر سال و هر روز در كنار حرم او «اسفار» و «الميزان» از كوزه كوثر حقيقت مىتراود تا همان گونه كه قبر پيداى فاطمه معصومه(س) تجلى قبر ناپيداى فاطمه زهرا(س) است، ضريح نورانى او يعنى «مُصْحَف پيداى معصومه(س)» تجلى «مُصْحَف ناپيداى فاطمه الزهرا(س)» باشد.
پىنوشت:
1. ر.ك: حضرت معصومه، فاطمه دوم، محمد محمدى اشتهاردى، ص 166


ازطرف مادر به امام حسن مجتبي عليه السلام مي رسيد وازطرف پدر به امام حسين عليه السلام ازاين روست که در زيارت نامه اش به آن حضرت به عنوان دختر اين دو سبط عزيز پيامبر خدا سلام وتحيت مي گوييم :
اين بانو، روحي بزرگ وپاک داشت. عبادت وادب ،شاخ وبرگ روييده برآن « سرو پاک دامني » بود. او، هم راوي حديث ازنياکان پاک خويش بود، هم محراب نشين قدس وعبوديت ، هم آينه دار حجاب وعفاف وکرامت، هم رواق روشني که حلم کاظمي وشکوه رضوي وعزت فاطمي رادرحريم نامش وحرم باصفايش مي توان به تماشا نشست.
اين که امام صادق عليه السلام فرموده است : « با شفاعت آن حضرت ، عده بسياري ازشيعيان وارد بهشت مي شوند» نشان دهنده مقام ورتبه « شفاعت » براي اين بي بي عزيز است.
وازهمين روست که درزيارت نامه اش به اوخطاب مي کنيم
« يا فاطمه اشفعي لي في آلجنه »
ما ازاين بانو، هم « بوي غربت » استشمام مي کنيم، که يادآور برادر غريبش حضرت رضا عليه السلام ومادر مظلومه اش « صديقه کبري» است. وهم « عطر آشنايي» مي شنويم ، چرا که او گلي ازبوستان امامت است وما ولايت را هم چون « شراب طهور » و مانند « تسنيم » و« کوثر» جرعه جرعه نوشيده ايم.
کوثر اهل بيت ، براي ما مايه حيات وسرمايه برکت وبرکت سرمايه هاست .
به برکت اين خاندان است که دل هاي عارفان وجان هاي شيفته ، گوهر معرفت اينان را باهيچ چيز عوض نمي کنند ، يک لحظه حضور دررواق معنويت بار « حرم» را با عمري تنفس در عفونت آباد فرنگ ،مبادله نمي کنند ودورکعت نماز خاشعانه در حريم يک ضريح مطهر رابه هيچ لذت وتفريحي نمي فروشند .
جاري شدن اشک برپهناي صورت يک زائر ،تنها درهمين فرهنگ است که هم « معنا » پيدا مي کند، هم « قيمت ».
آنان که طعم محبت اين خاندان را نچشيده اند. چه مي دانند « توسل» يعني چه ؟ و« تبرک » به چه معناست وپشتوانه « شفاعت » چه قيمتي دارد وسير وسلوکي که به « تقرب » ختم مي شود ، تا چه پايه ارزشمند وريشه دار است؟
باري... سخن ازمحبت و معرفتي است که نثار اين « کريمه » و « شفيعه » وجايگاه والايي که اين بانو، نزد امامان شيعه و عالمان و فرزانگان داشته و دارد.
گزاف نيست اگر او را« فاطمه ثاني » مي نامند . بي جهت نيست اگر درعلم وايمان وعفاف وعباديت وجلالت ، الگوي بانوان مسلمان مي شود.
وبراي « قم » چه افتخاري بالاتر از اين که پذيراي اين پاره تن « اهل بيت » شود واين يادگار عترت ، دراين شهر به وديعت تاريخ سپرده شود ، تا نشاني ازعشق وولاي اين ديار به خاندان عصمت گردد.
وقتي او به اين جا مي آيد ، اين شهر کويري ، به « بوستان علم » و « گلشن فقاهت » تبديل مي شود .
اگر شکوفه « حوزه علميه » براين شاخه جدا افتاده ازاهل بيت ، مي رويد ، براي با نشاط نگهداشتن مکتب ومرام خاندان رسول است .
فقيهان وعالمان بزرگ ، آستان بوس حرمش مي شوند .دل هاي شيفته وشيدا وعاشقان صادق ، به عزم زيارت مرقدش ،رنج راه وسختي سفر را برخويش همواره مي کنند. مزاراو، بهشتي ازمعنويت وصفاست. بارگاهش چون نگيني دراين خطه کوير مي درخشد وحرمش چشمه اي پرفيض است.
زائراني که به شوق ديدار مرقدش ،ازسراسر ايران ، بلکه از کشورهايي چون حجاز، بحرين ، هند، پاکستان ، ترکيه ، عراق ، سوريه ،لبنان ، وکشورهاي آفريقايي وآسيايي دور، به اين وادي نور مي آيند ، با خود يک دنيا عشق ومحبت مي آورند ونثار ضريح مطهرش مي کنند.
اينان ،پروانگان نورعفاف وحجاب اند . ره توشه اي هم که ازاين بارگاه مي برند، چيزي جزايمان واخلاص وطهارت نيست .
حرم او ،« آشيانه آل محمد » است. حريمي است كه فرشتگان ، پاسبان آنند وروح هاي بلند ، اسير جاذبه اش .
درحريمش مرغ دل پر مي زند هرگرفتار آمده ، در مي زند
آستان بوسش بسي فرزانگان معرفت آموز ، از اين آستان
ديده پاكان به قبرش دوخته عصمت وپاكي ازآن آموخته
اين حرم باشد ملائك را مطاف زائران را ارمغان ، عشق وعفاف
هردلي اين جاست مجذوب حرم جان اسير رشته جود وكرم


براي اين مجلله عظيم الشان اسامي چند نقل كردهاند كه عبارتند از:
فاطمه:
ايشان هم نام حضرت زهراعليهاالسلام و فاطمه يا فاطمه كبرى ناميده شده است. در روايتى درباره مقام والا و عظمت شان حضرت زهراعليهاالسلام و علت ناميده شدن ايشان به فاطمه آمده است:
محمد بن مسلم گفت: از ابوجعفر امام باقرعليه السلام شنيدم كه فرمود: فاطمه داراى جايگاهى كنار درِ جهنم است. وقتى روز قيامت مىشود، ميان دو چشم هر نفر، مومن يا كافر نگاشته مىشود. آنگاه به كسى كه دوستدار اهلبيت است و گناهان فراوانى دارد، دستور داده مىشود به آتش افكنده گردد. وقتى حضرت فاطمه آن شخص را مىبيند، مىگويد: بارالها! مولاى من! مرا فاطمه نام نهادى و به واسطه من مىخواستى از كسانى كه دوستدار من و ذريهام هستند درگذرى. وعدهات حق است و تو از وعدهات تخلف نمىكنى.
در آن زمان خداوند عزيز و والامرتبه مىفرمايد: درست گفتى، تو را فاطمه نام نهادم و مىخواستم به خاطر تو از كسى كه دوستت دارد، و پيرو توست و به خاندانت علاقمند و پيرو آنان است، درگذرم. پيمانم حق است و من خلف وعده نمىكنم؛ به اين سبب به بندهام فرمان داخل شدن در آتش را دادم تا تو درباره او شفاعت كنى. تو را شفيع قرار دادم تا براى ملائكه و پيامبران و فرستادگانم و صاحبان اين توقفگاه، جايگاه و منزلتت در پيشگاه من مشخص شود. هر كس را كه ديدى ميان دو چشمش كلمه مومن است، مىگيرى و داخل بهشت مىكنى.
معصومه:
حضرت فاطمه معصومه مستغرق در عبادت، و از آلايش به معاصى و زشتيها پيراسته و عصمت مادرش زهرا عليهاالسلام در او تجلى نموده است.
بر اساس پارهاى از روايات، لقب معصومه از سوى امام رضا عليه السلام به اين بانوى عظيم الشان اعطا گرديد. علامه مجلسى در اين باره گويد: امام رضا عليهالسلام در جايى فرمود:«من زار المعصومه بقم كمن زارنى»؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند، مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.
كريمه اهلبيت:
حضرت معصومه در زبان علما و فقهاى شيعه به لقب «كريمه اهلبيت» ياد مىشود. از ميان بانوان اهلبيت اين نام زيبا تنها به او اختصاص يافته است.
بر اساس روياى صادقه نسب شناس گرانقدر مرحوم آية الله سيدمحمود مرعشى نجفى(م 1338 ه .) اين لقب از طرف امام صادق عليهالسلام بر حضرت معصومه اطلاق شده است. در اين رويا امام صادق عليهالسلام به آية الله نجفى كه با دعا و راز و نياز تلاش پىگيرى را براى يافتن قبر مطهر حضرت زهرا عليهاالسلام آغاز كرده بود، خطاب فرمود: «عليك بكريمه اهلبيت»؛ بر تو باد به كريمه اهلبيت.
لقبهاى حضرت معصومه عليهاالسلام از زيارتنامهها
تا آنجايى كه ما اطلاع يافتيم، سه زيارتنامه براى حضرت معصومه ذكر شده است: يكى از آنها مشهور و دوتاى ديگر غيرمشهوراست.
اسامى و لقبهايى كه براى حضرت معصومه در دو زيارتنامه غيرمشهور ذكر شده، به قرار ذيل است:
طاهره(پاكيزه)؛ حميده(ستوده)؛ برّه(نيكوكار)؛ رشيده(رشد يافته)؛ تقيه(پرهيزكار)؛ رضيه(خشنود از خدا)؛ مرضيه (مورد رضايت خدا)؛ سيده طاهره(بانوى پاكيزه)؛ سيده صديقه(بانوى بسيار راستگو)؛ سيده رضيه مرضيه (بانوى خشنود از خدا و مورد رضاى او)؛ سيده نساء العالمين(سرور زنان عالم).
لقبهاى ديگر آن بانو
محدثه و عابده و مِقدامه(بانوى پيشتاز) از ديگر صفات و القابى است كه براى حضرت معصومه عنوان شده است.

امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است .
۞ ۞ ۞ ۞ ۞
امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
۞ ۞ ۞ ۞ ۞
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است
۞ ۞ ۞ ۞ ۞
زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣
امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد.
۞ ۞ ۞ ۞ ۞

حضرت معصومه سلام الله عليها در خاندانى كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقى بودند، نشو و نما يافت. پس از آن كه پدر بزرگوار آن بانوى گرامى به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام يعنى حضرت رضا عليه السلام عهدهدار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز متكفل گرديد.
در اثر توجهات زياد آن حضرت هر يك از فرزندان امام كاظم عليه السلام به مقامى شامخ دست يافتند و زبانزد عام و خاص گشتند. ابن صباغ مالكى در اين باره گويد: "هر يك از فرزندان ابى الحسن موسى معروف به كاظم فضيلتى مشهور دارد."(1)
نيز اربلى در اين زمينه مىنويسد: "براى هر يك از فرزندان ابى الحسن موسى عليه السلام فضيلت و منقبتى معروف وجود دارد."(2)
آنچه مسلم است اين كه در ميان فرزندان امام كاظم عليه السلام بعد از حضرت رضا عليه السلام، حضرت معصومه سلام الله عليها از نظر علمى و اخلاقى، والا مقامترين آنان است. اين حقيقت از اسامى و القاب و تعريفها و توصيفاتى كه ائمه اطهار عليهم السلام از وى نمودهاند، هويداست.
با توجه به اين حقيقت كه ارتباط تنگاتنگ و غير قابل انفكاكى ميان تهذيب نفس و طى مدارج اخلاقى و عرفانى و حصول علوم اصيل الهى و حكمت وجود دارد، مىتوان به رتبه و مقام علمى غيرقابل توصيف حضرت معصومه سلام الله عليها پى برد و به اين نكته واقف گشت كه ايشان نيز چون حضرت زينب سلام الله عليها عالمه غير معلمه بود.(3)
پىنوشتها:
1 ـ الفصول المهمه، ص 240.
2 ـ كشف الغمه، ج 3، ص 30.
3 ـ توجه به اين مطلب كه اخلاص در اعمال در طى يك دوره چهل روزه باعث جارى گشتن چشمههاى حكمت از قلب بر زبان مى شود، اذعان و اعتراف به حقيقت فوق را سهل مىنمايد. چون حضرت معصومه سلام الله عليها نه تنها چهل روز كه در تمامى عمر شريفش مخلصانه عمل مىكرد


تعداد امامزادگان شـايسته تعظيـم و تجليل در ((دارالايمان قـم)) كه بـر فراز قبـور مطهرشان گنبـد و سايبان هست به چهارصـد نفـر مى رسد.
در ميان ايـن چهار صد اختر تابناكى كه در آسمان قـم نـورافشانى مـى كنند, ماه تابانـى كه همه آنها را تحت الشعاع انـوار درخشان خـود قـرار داده, تـربت پـاك شفيعه محشـر, كـــــــريمه اهل بيت پيمبر(عليهم السلام), دخت گرامى موسى بـن جعفر, حضرت معصـومه(س) مى باشد.
پژوهشگر معاصر, علامه بزرگـوار, حاج محمدتقى تسترى, مولف قامـوس الرجال مى نويسد: ((درميان فرزنـدان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان بعد از امام رضا(ع), كسـى همسنگ حضرت معصـومه(س) نمـى باشد.)) محـدث گرانقدر حـاج شيخ عبـاس قمـى به هنگام بحث از دختـران حضـرت مـوسـى بـن جعفر(ع), مى نويسد:
((بـرحسب آنچه به مارسيده, افضل آنها سيـده جليله معظمه, فاطمه بنت امام مـوسـى(ع), معروف به حضـرت معصـومه(س) است.)) بـررسـى شخصيت بـرجسته و فضايل گستـرده حضـرت معصـومه(س) در ايـن صفحات نمى گنجد. در ايـن نـوشته به برخـى از ويژگيهاى آن خاتـون دوسرا اشاره مى كنيم
1 ـ شفاعت گسترده
بالاتريـن جايگاه شفاعت, از آن رسـول گرامى اسلام است كه در قرآن كريـم از آن به (مقام محمود) تعبير شده است. و گستردگى آن با جمله بلند: (ولسـوف يعتيك ربك فتـرضـى) بيان گرديـده است. همانا دو تـن از بانـوان خاندان رسـول مكرم شفاعت گسترده اى دارند كه بسيار وسيع و جهان شمـول است و مـى تـوانـد همه اهالـى محشـر را فـراگيـرد:
1 ـ خـاتـون محشـر, صـديقه اطهر, حضـرت فاطمه زهـرا ـ سلام الله عليهاـ.
2 ـ شفيعه روزجزا, حضـرت فـاطمه معصـومه(س).
در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا ـ سلام الله عليهاـ هميـن بس كه شفـاعت, مهريه آن حضـرت است و به هنگـام ازدواج پيك وحـى طـاقه ابريشمـى از جانب پروردگار آورد كه در آن, جمله (خداوند مهريه فاطمه زهرا را شفاعت گنهكاران از امت محمـد(ص) قـرار داد.) با كلك تقدير نقش بسته بود. ايـن حـديث از طـريق اهل سنت نيز آمده است.
بعد از فاطمه زهـرا ـ سلام الله عليهاـ از جهت گستـردگـى شفاعت, هيچ كـس ـ و حد اقل هيچ بانـويى ـ به شفيعه محشر, حضرت معصـومه دخت مـوسـى بـن جعفر ـ سلام الله عليها ـ نمى رسد, كه امام به حق ناطق, حضـرت جعفـر صادق(ع) در ايـن رابطه مـى فـرمايـد: (تدخل بشفـاعتها شيعتنـاالجنه باجمعهم):
(بـا شفـاعت او همه شيعيـان مـا وارد بهشت مـى شـوند.
2 ـ عصمت
بـر اسـاس روايتـى كه مـرحـوم سپهر در (ناسخ) از امام رضا(ع) روايت كـرده, لقب (معصـومه) را به حضـرت معصـومه, امام هشتـم اعطـا كـرده انـد. طبق ايـن روايت امـام رضـا(ع) فـرمود: (من زار المعصومه بقـم كمـن زارنى) (هركس حضرت معصومه را در قـم زيارت كند, همانند كسى است كه مرا زيارت كرده باشد.) ايـن روايت را مـرحـوم محلاتـى نيز به هميـن تعبيـر نقل كـــرده است.
با تـوجه به ايـن كه عصمت به چهارده معصـوم(عليهم السلام) منحصر نيست, بلكه همه پيامبـران, امامـان و فـرشتگـان معصـوم هستنـد. و علت اشتهار حضـرت رسـول اكـرم, فـاطمه زهـرا و امامـان(عليهم السلام) به (چهارده معصوم) آن است كه آنها علاوه بر مصـونيت از گناهان صغيره و كبيره, از (ترك اولـى) نيز كه منافات با عصمت ندارد, پاك و مبرا بودند. مرحوم مقرم در كتابهاى ارزشمند: (العباس) و (علـى الاكبـر) دلائل عصمت حضرت ابـوالفضل و حضرت علـى اكبر(عليهماالسلام) را بر شمرده است. و مرحـوم نقـدى در كتاب (زينب الكبـرى)از عصمت حضـرت زينب ـ سلام الله عليهاـ سخـــن گفته است. و مولف (كريمه اهلبيت) شـواهد عصمت حضرت معصومه(س) را بازگو نموده است. و با تـوجه به ايـن كه حضرت معصـومه(س) نام شـريفشان (فاطمه)است و در حال حيات به (معصـومه) ملقب نبـودند, تعبير امام(ع) دقيقا به معناى اثبـات عصمت است, زيـرا بـر اسـاس قاعده معروف: (تعليق حكـم به وصف مشعر بـر عليت است) دلالت حـديث شـريف بـر عصمت آن بزرگـوار بـى تـرديـد خـواهـد بـود.










